چند ماه پیش یکی از مسئولان دولتی طی اظهار نظری زندگی مجردی را یک زندگی نکبتی خوانده بود. خیلی ها هم ناراحت شده و واکنش نشان دادند. کمی بعدتر در رادیوی جوان خبری شنیدم از قول دانشمندان دانمارکی که مجردها نابود کننده ی کره زمین هستند.( همین مفسد فی الارض خودمان) اما این بار کسی انتقادی نکرد و چیزی نگفت و ننگاشت. همین مسئله موجب شد که ادعای اخیر یکی از دولتیان مبنی بر بسیج 190 هزار وبلاگ نویس برای تخریب دولت مهرورز را بدون هیچ شک و شبهه ای بپذیرم.
بله این زندگی مجردی واقعن زندگی نکبتی است. همه ی مجردها هم آدم های نکبتی هستند اما از این مسئله آگاه نیستند. شاهد این ادعا هم خودم هستم. چون دیروز از نکبت درآمدم و متاهل شدم و طی این 24 ساعت دریافتم که واقعن چه نکبتی بودم و خبر نداشتم! الان که به گذشته ام فکر می کنم می بینم که سرتا پای وجودم پر از نکبت بود. این ویروس نکبت در تمام ابعاد زندگی ام نفوذ کرده بود و هر عمل و کلامی که از من صادر می شد به طرز فجیعی موجبات افساد در زمین را فراهم می کرد. اما حالا یک حس و حال عجیبی دارم. احساس می کنم نور خاصی در وجودم پدیدار شده و شعاع آن به حدی است که حتی هاله ای از این نور پشت سرم قرار گرفته بطوری که هر کس مرا تماشا می کند چنان مستحیل در وجودم می شود که حتی قدرت پلک زدن هم ندارد.
شاید برخی از نکبت هایی که این مطلب را می خوانند حرفهایم را باور نکنند اما بدانند که اسیر جهل مرکب اند و قلب پر از نکبتشان فقط برای تخریب دولت کریمه ی معجزه ی هزاره ها می تپد!
لینگ نویس: خبر ازدواجم بازتاب گسترده ای در سایت های اینترنتی داشته! مثل اینجا.