تبليغاتX
تیسابه لینگ - وقتی دموکراسی بازیچه می شود


برای برادرم عماد

حدود 4 سال پیش 5 نفر از دوستان به سفر مشهد رفتیم. چون سفر اولمان بود تجربه ی زیادی در مسائل زندگی شورایی نداشتیم. هر بار که جایی می رفتیم یکی از بچه ها با دیدن هر خوراکی می خواست که از پول جمعی برای همه آن را بخریم. من بعد از یکی دو مورد تذکر دادم که این جور خرج ها را جز در مواقعی که همه موافق باشن از پول جمع خرج نکنیم و از جیب خودمان بدیم و به بقیه افراد تحمیل نکنیم چرا که ممکن است یکی دوست نداشته باشد و از سر اجبار ناچار شود بپذیرد. دوتا از دوستان با هوچی گری مرا به مخالفت با اصل اصیل و مقدس دموکراسی متهم کردند و اینکه تحمل در اقلیت بودن را ندارم. دو روز بعد با موافقت 4 نفر از ما قرار شد که برای چند تا از دوستان تسبیح بخریم. اما یکی از بچه ها که از موضوع خبر نداشت شروع به قیل و قال کرد و یک درگیری شدید لفظی بین همان دو نفری که مرا متهم کرده بودند پیش آمد!

 

این خاطره را به قول ابطحی همین جوری گفتم و به دوستان پیشنهاد میدم که از این مطلب نتیجه بگیرن که هر مسئله ای رو با دموکراسی حل یا توجیه نکنند چرا که هر اکثریتی حق نیست و هر چیزی الزامن دموکراسی بردار نیست.

+ نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 23:32 توسط یاسر اسماعیلی |