مقاله ی زیدآبادی در روزنامه ی اعتماد ملی مبنی بر ضرورت رقابت کروبی با میرحسین برای کسب پیروزی واکنش های عجیبی را در میان هواداران موسوی برانگیخته است. (مثلن اینجا )مسئله ی روشنی که در حال حاضر وجود دارد این است که کروبی و موسوی به عنوان دو نامزد ریاست جمهوری در تلاش برای کسب آرای مردم و رسیدن به این منصب هستند و از آنجایی که تنها یک تن باید در این رقابت برنده شود پس بسیار واضح است که این دو بزرگوار باید تمام توان خود را به کار گیرند تا بتوانند با کنار زدن رقیب برنده ی این مسابقه شوند. اما هواداران میرحسین به شدت از موضوع رقابت کروبی با موسوی هراسان می شوند چرا که در برابر کروبی و تیمش هیچ استدلالی برای دفاع از میرحسین و برتر جلوه دادن وی ندارند. کافی است یکی از این جوان های سبزینه پوش را جایی گیر بیاورید و و چند سوالی از او در مورد دلیل حمایتش از موسوی بپرسید تا ببینید داستان از چه قرار است !
یکی از تاکتیک های هواداران موسوی برای فرار از بحث با کروبیان این است که بلافاصله بحث را به احمدی نژاد می کشانند و با بیان اینکه همه باید برای کنار زدن وی یکدل شویم، از اصل داستان منحرف می شوند اما در عین حال همچنان که پیداست با صرف هزینه های هنگفت و استفاده از روش های عوامفریبانه و ایجاد امواج هیجانی توخالی به دنبال جلب نظر مردم هستند و با ایجاد جو روانی منفی علیه کروبی و پخش شایعات بی اساس در مورد کناره گیری وی در روز آخر فضا را برای فعالیت حامیان کروبی تنگ می کنند.
با این وضعیت باید به هواداران احساساتی و جوزده ی میرحسین حق داد که از مقاله ی زیدآبادی عصبانی شوند و با مغلطه، رقابت سالم موردنظر وی را به دشمن تراشی تعبیر کنند. چرا که می دانند در این رقابت چنته شان خالی است پس بهتر است که هوچی گری پیشه کنند !
این مطلب با جرح و تعدیلی نه چندان مختصر بازنویسی شده است.
میرحسین که سکوت بیست ساله اش را با نامزدی در انتخابات شکسته در سخنرانی های انتخاباتی خود پس از انبوه انتقاداتی که به دولت نهم می کند بیشترین توجه اش روی مسئله کرامت و عزت انسانی و رعایت حقوق شهروندی است. و حتی در این زمینه بیانیه ای هم صادر کرده است که علیرغم تبلیغات گسترده هوادارانش چنان که باید مورد توجه واقع نشده چرا که پیش از وی کروبی با غلظت و شدت بیشتری ( که سابقه ی عملی سی ساله اش را هم به عنوان پشتوانه همراه خود داشته) به این مسئله مهم پرداخته بود.حتی خبرهایی هم توسط رسانه های حامی میرحسین منتشر شده که حاکی از سوگند وی به رعایت حقوق شهروندی بود. اینها تا اینجای کار تمام حرف بود و گفتنش هزینه و زحمتی نداشت. اما موقعیتی باید پیش بیاید که نشان دهد آیا میرحسین در عرصه ی عمل هم می تواند چنان باشد که در حرف؟ که از قضا چنین نیز شده است.
عماد بهاور دستگیر شد. جهت اطلاع عماد رئیس شاخه جوانان نهضت آزادی ایران و یکی از اعضای موثر و بیش فعال کمپین ها و ستادهای حامی خاتمی و میرحسین بوده و هست. و دستگیری وی هم مشخصن به دلیل همین فعالیت های وی بوده است. به همین جهت کمپین موج سوم بیانیه ای در این باره صادر کرده و معترض این رفتار خلاف قانون شده است. حال توپ در زمین آقای موسوی است. ایشان که این قدر دغدغه کرامت انسانی و حقوق شهروندی دارد آیا حاضر است به سوگندی که خورده عمل کند و معترض بازداشت غیرقانونی و غیرموجه بهاور شود و یا برای آزادی سریع وی با مقام های مسئول رایزنی کند؟ بی شک این مسئله می تواند موجب اقبال بیشتر مردم به میرحسین شده و دلیل متقنی به حامیان منفعل در اثبات برتری وی برای ریاست جمهوری بدهد. به هر حال توپ در زمین موسوی است!
در انتخابات پیش رو اصلاح طلبان تاکید زیادی بر اجماع کرده اند و می کنند. چه وقتی که هنوز کسی نامزد نبود، چه زمانی که کروبی تنها نامزد این طیف بوده. و اکنون نیز که دو نامزد در این اردو به عنوان نامزد حضور دارند همچنان برخی از اصلاح طلبان به دنبال اجماع این دو نامزد هستند. اما نکته ی عجیبی که در بحث اجماع مطرح می شود این مطلب است که تحت هر شرایطی نامزدی که باید کنار برود کروبی است.
تفاوت در پایگاه آرای این دو نامزد و این نکته مهم که الزامن تمام سبد آرای یک نامزد اصلاح طلب در صورت کناره گیری وارد سبد آرای نامزد دیگر این طیف نمی شود استدلال برخی از صاب نظران در مخالفت با اجماع بوده که متاسفانه مورد توجه هواداران میرحسین قرار نگرفته و همچنان با شانتاژهای تبلیغاتی در رسانه ها و محافل خود این مسئله را حتمی الوقوع جلوه می دهند. این تاکتیک جدید اصلاح طلبان هوادار موسوی است که پس از واکنش شدید کروبی به موج تخریبی که آنان علیه وی به راه انداخته بودند، اتخاذ شده و در هر کوی و برزن اعلام می کنند تا موجب دلسردی حامیان کروبی شوند.
اما نکته ی مهمی که کمتر در بیان عدم کارایی اجماع مورد توجه قرار گرفته گرایش های فکری و مطالبات رای دهندگان به دو نامزد اصلاح طلبان است. کروبی به مدد سابقه ی نیک سیاسی و منش انسانی و اخلاقی اش در روزگاری که بر مسند قدرت بود و همچنین به دلیل ارائه برنامه های شفاف و درخور توجه توانسته بخش قابل توجهی از آرای خاموش جامعه را به خود جلب کند. در این سال ها کروبی سنگ صبوری برای بسیاری از زخم خورگان کشور بوده، تنها او بوده که برای زندانیان سیاسی ( که حتی هیچ قرابتی با آنان نداشته ) به تکاپو می افتاد. اگر میرحسین در جلسات سخنرانی اش در دانشگاه با اکراه شنوای حرف های دانشجویان محذوف و تحت فشار بوده بی آنکه پاسخی به انبوه پرسش های کلیدی آنان دهد، کروبی اما با روی باز آنان را به حضور می پذیرد، پای صحبت هایشان می نشیند و پاسخ سوال هایشان را می دهد. در روزگاری که میرحسین سر به بوم نقاشی گرم می کرد کروبی در صحنه ی سیاسی حاضر بوده و معترض به نقض قانون . اگر میرحسین گروه های سیاسی به زعم خودش اهل نماز و روزه را مستحق حیات می داند کروبی اما برای برقراری و تامین حقوق شهروندی و فعالیت سیاسی آنان دغدغه دارد. آری کروبی در این دوره از انتخابات حنجره خود را در اختیار سکوت خاموشی گزیدگان قرار داده تا حضورشان را در میان مردم اعلام کنند.
شاید نزدیک به نیمی از آرای کروبی متعلق به همین آرای خاموشی باشد که با کناره گیری وی و عدم علاقه ی میرحسین برای جذب آنان ترجیح به سکوت مجدد بگیرند که این مسئله موجب کاهش آمار رای دهندگان و راحتی کار احمدی نژاد برای کسب اکثریت آرا در دور اول خواهد شد.
با این توصیف آیا کناره گیری کروبی به صلاح خواهد بود؟ روشن است که هواداران موسوی باز هم خواهند گفت: آری! کروبی باید برود.